
جمیله دانشجوی سمستر دوم دانشکده انجنیری و مهندسی بود که امارت اسلامی رویکار آمد. او که روزها و شبها با شور و شوق نقشه ترسیم میکرد ناگهان درگیر مسئلهی مهاجرت شد. او بخاطر خودش و بخاطر آیندهاش باید فرار میکرد. جمیله از خانه، خانواده و همسر خود که تازه نامزاد شده بودند جدا شد، فقط برای اینکه آیندهی تحصیلی و داشتن یک زندگی انسانی را برای خود در آینده تضمین کند اما با گذشت دو سال تازه متوجهی هزینهای سنگینی شده که برای مهاجرت پرداخت کرده است. آنچه که جمیله در مهاجرت با آن روبرو شد، حجم عظی...
ادامه مطلب