معاونتهای والی برای زنان حمایت از کلیشه یا حمایت از زنان؟

ساخت وبلاگ

برداشت اجتماعی و فرهنگی جامعهی مردانهی ما در خانواده، جامعه و دولت این استکه ریاست از اختیار و صلاحیت مردان است. زنان باید فرمانبردار مردان باشند. درصورتیکه بحث حضور و جایگاه زنان در جامعه و دولت مطرح شود، مردان جامعهی ما ناگزیر میشوند که بپذیرند زنان جایگاه دوم در جامعه و دولت داشته باشند. جایگاه دوم همان تعبیری استکه سیمون دوبوار در کتاب معروف خود بنام «جنس دوم» مطرح کرده است. یعنی جنس اول و محوری مرد است؛ جنس حاشیه، فرعی، تزیینی و دوم زن است. 

ظاهرا این اقدام حکومت که در هر ولایت یک موقف معاونت برای زنان ایجاد کرده است به معنای حمایت از زنان است. در این یادداشت از جایگاه اختیار و صلاحیت به این معاونتها توجه میشود. اینکه این معاونتها حمایت از کلیشهای استکه زنان باید در آن کلیشهی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در جایگاه دوم قرار داشته باشند یا اینکه واقعا حمایت از حضور واقعی زن در جامعه و دولت است؟ 

حکومتیها میگویند اختصاصیکردن معاونت والیها به زن حمایت از زنان است. قصد نیتخوانی ندارم که بگویم نه نیت حکومت در این کار حمایت از زنان نیست. نیتخوانی درست نیست. زیرا نمیدانیم که نیت چند تصمیمگیرندهی حکومتی از ایجاد این معاونتها در ولایات برای زنان چیست. آنچه را که میخواهم بگویم به اساس ساختار کلی اختصاص این معاونتهای دوم به زنان است. ساختار کلی این معاونتها کلیشهای مطرح شده استکه زن در این ساختار کلیشهای جنس دوم درنظر گرفته شده و در جایگاه دوم ادارات دولتی باید قرار داشته باشد. 

شاید گفته شود نه چنین نیست، زیرا زن میتواند وزیر و… شود. زن انسان است، در هر موقفی قرار گرفته میتواند. مرکل در یکی از کشورهای قدرتمند جهان نخستوزیر است. این بحث را کنار میگذاریم که زن میتواند وزیر و… شود. طبعا میتواند. مساله، حکم کلیای استکه حکومت معاونتها را در ولایات به زنان اختصاص داده است. این حکم یک حکم ساختاری است. کسانیکه این حکم را با این شرایط کلی و مطلق در سراسر افغانستان صادر کردهاند، فکر جنسیتزده، ساختاری و کلیشهای داشتهاند. این حکم کلی که معاونتها در ولایات مختص به زنان باشند، درست نیست. زیرا چنین حکمی بیانگر رسمیتبخشی جایگاه دوم به زنان در دولت است. 

حکومتیها این نظر را نیز مطرح میکنند که نسبت به حضور زنان در دولت نباید رادیکال برخورد شود. اما معلوم نیست، منظور از برخورد رادیکال چیست؟ حضور زن در معاونت ولایات رادیکال نیست اما به عنوان والی در ولایات رادیکال است؟ این دلیل شده نمیتواند. زن وقتی که در دولت میتواند حضور داشته باشد، بهتر این استکه در موقفهای اجرایی حضور داشته باشد که این حضور به تثبیت هویت و صلاحیت زن به عنوان یک فرد، جدا از جنسیتاش در جامعه و دولت بِانجامد. اصولا نباید چنین حکم کلی ساختاری و کلیشهای صادر میشد؛ بهتر این بود که از زنان در موقفهای متفاوت چون ولایت، ریاست و… حمایت صورت میگرفت. مثلا رییس کمیسیون خدمات ملکی یک زن مقرر میشد. مثلا به جای فضلی در ریاست ادارهی امور یک زن مقرر میشد. مثلا رییس ارگانهای محل یک زن مقرر میشد. و… .

زنان در حکومت فعلی افغانستان یا سکرتر یا معاون یک رییس مرد استند. این گونه تقرر زنان در ادارات بیشتر جنبهی نمایشی، تزیینی و ابزاری دارد. نقدی که در بارهی چگونگی حضور زنان در ادارات دولتی افغانستان وجود دارد، بیارتباط به چین استخدامهای نمایشی و تزیینی نیست. اگر یک زن رییس لوی سارنوالی باشد، دیدگاه جامعه نسبت به حضور زنان در دولت تغییر میکند. نباید از حضور زنان در دولت استفادهی ویترینی و نمایشی صورت بگیرد. بهتر این استکه از حضور زنان در موقفهای اجرایی و با صلاحیت حمایت شود. حضور اجرایی و با صلاحیت زنان در حکومت و دولت موجب تغییر دیدگاه جامعه نسبت به حضور کاربردی زنان در جامعه و دولت میشود. 

حکومت میتوانست به جای این حمایت کلیشهای و ساختاری از زنان، حمایت خود را در یک چارچوب مناسب از حضور زنان در دولت ارایه میکرد. مثلا اعلام میکرد که والی چند ولایت، رییس چند ریاست مستقل، رییس لوی سارنوالی و… زنان مقرر میشود. حمایت از زنان باید حمایت از صلاحیت و ایجاد فرصتهای لازم قانونی، اجتماعی، فرهنگی و آموزشی زنان باشد. اگر ساختارهای کلیشهای را برای تضمین صلاحیت اجرایی زنان در دولت و جامعه تغییر ندهیم، حضور زنان بنابه حمایتهای کلیشهای، که بیشتر ناشی از سلیقههای مردانه است، در جامعه و دولت نهادینه نمیشود. 

داکتر سمیع حامد یکی از مشاوران ریاست جمهوری حکم صدرو معاونت در ولایات برای زنان را تبعیض مثبت میگوید. اما جناب داکتر متوجه نشده استکه این تبعیض مثبت نه بلکه تبعیض ساختاری، کلیشهای و منفی است. زیرا این تبعیض به اساس ذهنیت مردسالارانه و سنتی دربارهی چگونگی جایگاهِ زنان در جامعه و دولت پیشفرض گرفته شده است.  تبعیض مثبت تبعیضی استکه موجب فرداستی و اعتماد بیشتر زنان در خانواده، جامعه و دولت شود. تبعیض مثبت تبعیضی نیستکه فردوستی و جایگاه دوم زنان را از نظر ساختار کلیشهای تثبیت کند و رسمیت ببخشد. 

اگر حکم معاونت زنان را در ولایات افغانستان تبعیض در نظر بگیریم، این تبعیض یک تبعیض ساختاری، کلیشهای و سنتی استکه به صلاحیت و جایگاه اجرایی زنان در جامعه و دولت نمیانجامد. به این فکر کنیم که چرا حتما در همه ولایات افغانستان زن معاون والی باشد؟ این حکم کلی با این تاکید که زنان در ولایات معاون والی باشند چه معنا دارد؟ جایگاه و صلاحیت اجرایی معاون والی چیست؟ چرا زنان در تعدادی از ولایات والی، رییس و… نباشند که حتما معاون والی باشند؟ 

به نظرم اینکه ما مردان وزیر، رییس، والی و… باشیم، بنابه سلیقهی مردانهی خود زنی را معاون، سکرتر یا رییس دفتر خود مقرر کنیم، این گونه برخورد نسبت به حضور زنان و شغل زنان در دولت حمایت از زنان نیست، بلکه اعمال سلیقهی مردانه و… برای استفادهی تزیینی و نمایشی از زنان است. درست این استکه زمینهی فرصتهای اجرایی شغلی برای زنان در دولت فراهم شود که زنان بتوانند بنابه این فرصتها اعمال صلاحیت کنند تا به تثبیت حضور واقعی زن در جامعه و دولت بِانجامد. اگر قرار باشد که چند زن را در موقفهای فاقد صلاحیت استخدام کنیم و با این استخدام به او طوری وانمود کنیم که من حامی تو استم و…؛ معلوم استکه وضعیت از چه قرار است و زن باید چگونه از حامی خود منتگزاری کند!. 

در باره نویسنده

یعقوب یسنا، یکی از نویسنده های چیره دست افغانستان، مولف چند اثر ارزشمند و استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه البیرونی است. یسنا اکنون دانش جوی مقطع دکترا در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه یزد ایران است.

داستان ایرانی...
ما را در سایت داستان ایرانی دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : کاوه محمدزادگان بازدید : 245 تاريخ : شنبه 21 تير 1399 ساعت: 21:27